خرید بک لینک
مادربزرگ هام ناگهانی رفتن؛ خیلی ناگهانی! هنوز توی شک اون روزام! به قول یه نفر چون مامان بزرگام نبودن رو بلد نبودن هنوزم هستن تو زندگیم! تو قصه هام، تو شعرام، تو خاطراتم، تو احساساتم، تو نقل قول هام، تو ذهنم، تو ذهنم، تو ذهنم... همین جا درست وسط زندگیم! مادربزرگ مادریم هشت سال پیش رفت و مادربزرگ پدریم حدود یک سال و نیم پیش! من مامان بزرگ مادریم رو بیشتر دوست داشتم اما تحمل رفتن اون یکی مامان بزرگمادامه مطلب

برچسب: فلسفه,بخونه, نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 22:46

1- دیروز بعدظهر از خستگی خوابم برد.یه خواب وحشتناک دیدم. توی خواب از شدت ترس و ناراحتی شروع کردم به دعا کردن، یعنی بیشتر شبیه التماس کردن بود. می گفتم: خدایا! به خودت قسم اگه مشکلم حل شه (مشکلی که تو خواب برام پیش اومده بود. ) قول میدم که همه ی تلاشمو بکنم که شاد زندگی کنم. اینو که گفتم یهو از خواب پریدم. می دونم فقط یه خواب بود اما یه حسی بهم می گه باید سرقولم بمونم. حتی دیشب می خواستم برم سراغ قادامه مطلب

برچسب: زندگی,بگیرم, نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 22:46

1ـ یه پست طولانی نوشتم درمورد این موضوع خنده دار که حتی یه سرویس بهداشتی هم می تونه برای آدم خاطره انگیز بشه و این اصلا عجیب نیست. اما خب تصمیم گرفتم هیچ وقت توی وبلاگ نذارمش. اما درهرحال فقط می خواستم بگم دیشب همین موضوع باعث شد کمی شاد باشم. هرچند کوتاه و گذرا و هرچند این شادی چند ثانیه ای بیشتر نبود اما فکر می کنم شادی بود. 2ـ فیلم ها! آخ که فیلم ها با ما چه ها که نمی کنند! دیشب بخاطر یه سریالادامه مطلب

برچسب: متعلقات, نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 22:46

خاک بر سرتون که هر سایتی رو تو این مملکت باز کردم شما عقده ای ها فیلترش کردین!

خاک بر سرتون با این عقاید مزخرفتون!

پ ن: برا دانلود کردن فیلمی که اصلا، یعنی واقعا اصلا از نظر اخلاقی و... هیچ مشکلی نداره چند ساعت تو اینترنت معطل بودم. آخرش هم مجبور شدم با یه کیفیت افتضاخ فیلم رو دان کنم! :|

برچسب: نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 22:46

امشب ناراحتم. و یه دلیل خوب برای ناراحتیم دارم.

از خودم ناراحتم! از این که تا این حد ضعیفم.

فهمیدم برخلاف انتظارم، اثرات تفاقات گذشته همچنان دنبالمه و من همچنان همون آدم مزخرفیم که چند سال پیش بودم.

فهمیدم اونی که سد راهمه فقط خودمم، فقط خودم!

برچسب: عصبانی, نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 22:46

خدایا!

می شه بیای این پایین و بهم بگی که همه ی نگرانی هام الکی و بی دلیلن؟!

می شه کنارم بمونی و قلبمو آروم کنی؟!

می شه زندگیمون رو پر کنی از شادی؟!

واقعا بهت نیاز دارم!

برچسب: نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 22:46

من کلا همیشه عاشق شهریور بودم نه بخاطر این که ماه تولدمه، بخاطر این که شهریور کلا ماه دوست داشتنی و عشقیه! تابستون گرم دوست نداشتنی کم کم تموم می شه و باد و بارون پاییزی جاشو می گیره. مخصوصا باد و بارون های خیلی یهویی شهریور که من عاشقشم! معمولا هرسال من همه جا آغاز شهریور رو تبریک می گفتم ( یعنی تا این حد عاشق شهریورم! ) تا این که امسال به خودم گفتم بسه دیگه این لوس بازیا و به مراسم تبریک شهریورادامه مطلب

برچسب: شهریور, نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 22:46

هیچ اتفاق خاصی نیافتاده. همه چی هم خوبه خدا رو شکر! از وقتی هم که تصمیم گرفتم شاد باشم اوضاع خیلی بهتر شده اما من فقط ناراحتم! و یه عالمه حرف دارم برای گفتن...

یه عالمه حرفی که هربار می نویسمشون و بعد به خودم می گم: " خب که چی؟! اینا رو نوشتی که چی بشه؟! " و بعد پاکشون می کنم!

ولی با همه ی این احوال باز هم می خوام به تلاشم برای شادی ادامه بدم. امیدوارم خدا کمکم کنه! :)

برای شادی، سلامت و آرامشمان آمین! :)

برچسب: عنوان, نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 22:46

می دونین چند بار این پست رو نوشتم و پاک کردم؟! 1ـ امروز پسردایی یه مهمونی گرفته که من اصلا حوصله ش روندارم اما از اونجایی که همسر پسردایی اصرار کرد که بریم و من هم دلم نمی خواد همچین آدم های نازنینی رو ناراحت کنم مجبورم برم! و دیشب تا حالا دارم به این فکر می کنم که باید چی بپوشم؟! که الآن به این نتیجه رسیدم که مگه مهمه لباسم خاص و جدید باشه؟! همین که یه چیز مناسب باشه کافیه. راستش اصلا دلم نمی خوادامه مطلب

برچسب: عنوان, نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 22:46

1_ نزدیک سی ساعته که نخوابیدم! تا الآن خوابم نمیومده! ولی الآن کم کم دارم خواب آلود می شم!یادمه آخرین باری که این بی خوابی ها اومد سراغم بیش از پنجاه ساعت بیدار نگهم داشت. میدونم باورتون نمی شه اما واقعا بیش از پنحاه ساعت بود که حتی یه لحظه هم نتونسته بودم بخوابادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 17:10

خواب می دیدم که می خواستم خودکشی کنم. خواب می دیدم که آدرس وبلاگمو به کسی دادم که به هیچ عنوان نمی خواستم آدرس وبلاگمو داشته باشه!خواب هام آشفته ن! اما خدا رو شکر اوضاع کم کم داره بهتر می شه! با این که مدام تو کارم به مشکل می خورم و تازگیا اونقدر سرد و بی احساس شدم نسبت به زندگی و آدما که خودم هم ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 20:32

حتی اگه قلب من برای آدمای دیگه یه عصر یخبندان بی پایان باشه؛

برای تو گرمه و تا ابد جا داره!

برچسب: نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 20:32

یه آقایی که معلوم نیس از کجا سروکله ش پیدا شده گیر داده بهم که یا تو یا هیچ کس. کاملا گند زده به اعصابم!

اونوقت من عکس آقای " الف " صفحه زمینه ی گوشیمه ، عکس آقای "الف" بک گراند لپ تاپمه!

در حالی که هنوز یواشکی عکس آقای "ح" رو تو گوشیم دارم و یواشکی اکانتشو چک می کنم! اینقدر یواشکی که نذارم حتی دلم متوجه اوضاع بشه!

وضعیت پیچیده ایه!

برچسب: نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 13:24

خدا! می دونی چقدر بهت احتیاج دارم؟!

به دستات که معجزه کنن؟!

برچسب: نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 18:28

افسردگی خر است!

عاشق شدن خرتر!

بلاتکلیفی پادشاه خران دنیا!



زندگی من مجمع خران دنیاست!

برچسب: نویسنده: ماهان اکبری‌پور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 14:43

صفحه بندی